آخرين شب تنهايی
نويسندگان
لینک های مفید
[ ۱۳٩٠/٩/٢٩ ] [ ٦:٤٩ ‎ق.ظ ] [ کامیار ]

اعتراضات مدنی یک نی نی ۱۶ ماهه!

جوک و پیامک عصرونه

پدر گرامی!
مباحثات به اصطلاح سیاسی شما با عباس آقا میوه فروش، ممکن بود به قیمت جاگذاشتن اینجانب بر روی یک گونی خیار گندیده تمام شود!
به نظر بنده شما به عنوان یک طرفدار دوآتشه برنامه های مبتذلی چون «باغ خاله شادونه» و «اخبار بیست و سی»، اصولا نباید ادعای شعور سیاسی داشته باشید!
بعد از این حادثه به این نتیجه رسیدم که سیب زمینی بودن مامان گلم در زمینه سیاست، بزرگترین شانس زندگی غیر سیاسی من بوده است!
مادر عزیز!
سپردن شخص شخیص اینجانب، به دختر همسایه طبقه پایین، نقض آشکار کنوانسیون منع آزار کودکان بوده و قابل پیگیری در مجامع ذی صلاح می باشد!
نظر به اینکه؛ این وحشی بیابانی در غیاب شما و در اوج غلیان علاقه و محبت، اقدام به امر شنیع گاز گرفتن لپهای بی پناه بنده می نماید! تصور اینکه این لپهای صاب مرده، مثل لپهای سگ نفهم کارتون تام و جری آویزان شود، اصلا جالب نیست! اصلا!

پدر گرامی!
این حجم از زی زی بودن شما لکه ننگی بر بیست هزار سال تاریخ پر افتخار زندگی ذکور است!
مقایسه ابهت و جنم پدر بزرگ با زن ذلیلی شما، گاهی این توهم کذا را در ذهن آدم ایجاد می کند که؛ لابد نسل ما باید کهنه بچه هم بشوید!
مادر عزیز!
بنابر اصل پایستگی شصت پا، هیچ انگشت شصت پایی با خورده شدن تمام نمی شود! پس لطفا کاسه داغتر از آش نشوید و اینقدر با جیغ و داد و اخ و تخ، اذهان عمومی و خصوصی را مشوش نکنید! خوردن انگشت پا یک مساله داخلی بوده ولزومی به رسانه ای شدن قضیه نیست!
جوک و پیامک
پدر گرامی!
کله صبح زمان مناسبی برای طرح بهانه «از صبح تا شب به خاطر یک لقمه نون سگ دو زدم!» نیست! بپر از سر کوچه یک قوطی شیر خشک بگیر! شیر خانومتان علیرغم عدم اعمال سهمیه بندی روی شیر، کفاف امورات ما را نمی کند!
مادر عزیز!
هنگامی که فوران آلام و مصائب عمیق فلسفی و غیر فلسفی روح لطیف بنده، در قالب گریه بروز می کند، لفظ «وق نزن بچه!» تعبیر چندان زیبایی برای این دست احساست اهورایی نیست البته!
لااقل از گریه های شما در هنگام مشاهده فیلمهای بی مزه هندی معقولتر به نظر می رسد!

پدر گرامی!
در تمام مدتی که شما در کمال محبت، بنده را «سرپایی» می گیرید، من شدیدا به این نکته فکر می کنم که : «باید شاشید وسط این زندگی که آدم توی توالت هم نمی تونه تنها باشه!»

[ ۱۳٩٠/٧/۱٦ ] [ ۱:۳٧ ‎ق.ظ ] [ کامیار ]
اینجا آسمان ابریست ، آنجا را نمیدانم... اینجا شده پائیز ،
 
آنجا را نمیدانم... اینجا فقط رنگ است ، آنجا را نمیدانم...
 
اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمیدانم.
 
وقتی که بچه بودم هر شب دعا میکردم که خدا یک دوچرخه به من بدهد.
 
 بعد فهمیدم که اینطوری فایده ندارد.
 
پس یک دوچرخه دزدیدم و دعا کردم که خدا مرا ببخشد.
 
هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ،
 
عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ،
 
عرق می خورند و وضع شان آن است! ...
 
نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن

دکتر شریعتی
[ ۱۳٩٠/٦/۱۱ ] [ ۳:٥۱ ‎ق.ظ ] [ کامیار ]
من رقص دختران هندی را بیشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم.
 
 چون آنها از روی عشق و علاقه می رقصند ولی پدر و مادرم
 
از روی عادت نماز می خوانند
 
 
«دکتر علی شریعتی»
[ ۱۳٩٠/٦/۱۱ ] [ ۳:٤۱ ‎ق.ظ ] [ کامیار ]


ایرانیها ، زیاد انتظارات دارند . خیلی از آنها هم بجا و حق آنهاست اما بعضی از

 

آنها بجا و بموقع و از منبع درست نیست . به همین دلیل هیچگاه برآورده نشده و

                                نمیشود
                                                                             :برای مثال انتظار آزادی و دموکراسی به سبک غربی چیز خوبی است اما بسیاری از

ایرانیها انتظار آن را از رئیس جمهور ها دارند تفکر و تحلیل سیاسی درست از

 روشنفکران انتظار بجایی است اما بسیاری از ایرانــــیها انتظارآن را از قدرت زده ها ،

 سیا سان و سیاست زده ها دارند .
داشتن یک خودرو ارزان و شیک و ایمن حق ایرانیها است اما انتظار آن را از

ایران خودرو و سایپا دارند انتظار صنعت مدرن قرن بیست و یکم را از مدیران با

 تفکر دوره فتحعلیشاه دارند .
انتظار رونق اقتصادی را از سی دقیقه کار مفید روزانه دارند .
انتظار عشقی پاک و صادقانه را از انبوه معتادین اکس و سکس و گراس و ویسکی دارند .
انتظار هوایی پاک را از بادهای آسمانی دارند .
انتظار باران را از یک جغرافیای کویری دارند .
انتظار یک سفر هوایی ایمن را از یک توپولوف قراضه روسی دارند .
ایرانیها باید یاد بگیرند که انتظاراتشان را بجا و بموقع و از جای درست داشته باشند .
حسین رضازاده یک نابغه وزنه برداری است . ایرانیها از او انتظار مدال

جهانی داشتند . او هم مدال آورد . به این میگویند یک انتظار بجا و بموقع و از

 محل درست . وقتی رضازاده هفتاد ساله شد که نباید از او انتظار مدال داشت . 

دارندگان انتظار یا باید خودشان را عوض کنند ، یا رضازاده را عوض کنند  یا انتظار مدال را . راه  دیگری ندارد

 

 

 

 

[ ۱۳٩٠/٥/۱۸ ] [ ٦:۱٥ ‎ب.ظ ] [ کامیار ]

روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنیـــــد

مزد غـسـال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهید
مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهید

بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ
پـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ

جای تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــد
شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید

روز مرگــم وسط سینه من چـــاک زنیـد
اندرون دل مــن یک قـلمه تـاک زنـیـــــــد

روی قــبـــرم بنویـسیــد وفــــادار برفـــت
آن جگر سوخته خسته از این دار برفــــت

[ ۱۳٩٠/٥/۱٥ ] [ ۳:٤٤ ‎ب.ظ ] [ کامیار ]

اگر مخالفان خود را به‌ پای چوبه‌ی اعدام می کشانی ! بدان‌ صاحب عقلی هستی

 بسان طناب .

و اگر مخالفان خود را به‌ زندان می فرستی! بدان صاحب عقلی هستی

 بسان قفس .

و اگر با مخالفان خود به‌ جنگ درمی افتی! بدان صاحب عقلی هستی

 بسان چاقو .

و اما اگر با مخالفان خود به‌ بحث و گفتگو می پردازی و آنها را متقاعد

می سازی و به‌ سخنان حق آنها قناعت می کنی! بدان صاحب عقلی هستی‌

بسان عقل...

 

دکتر علی شریعتی

[ ۱۳٩٠/٥/۱٥ ] [ ۳:۳٤ ‎ب.ظ ] [ کامیار ]
در کتاب معاد آیت اله دستغیب شیرازی
از پیامبر اسلام نقل قول میکنند که رسول خدا فرمود :
 هر مومنی که شهید می شود در بهشت قصری انتطارش را میکشد که در
آن قصر 70 حجره است و هر حجره دارای 70 تخت است بر هر تختی
70 فرش گسترانده اند و بر هر فرش 70 حوری  نشسته و انتظار آن
شهید کشته شده در راه اسلام را می کشد. با بررسی این سخن و یک
ضرب ساده ریاضی می توان به این نتیجه رسید که بر طبق سخنی که از
 رسول خدا نقل شده ،   غ به توان 4 یعنی رقمی معادل 24010000
 ( حدود 24 میلیون ) حوری بهشتی فقط در انتظار یک شهید اسلامی است.

با فرض اینکه هر کدام از فرش ها 6 متر مربع باشد مساحت کل فرش ها

 می شود 2058000 متر مربع و با در نظر گرفتن 20% راهرو ها و

راه پله و فضاهای بدون فرش مساحت کاخ 2469600 متر مربع به دست

 می آید که می شود عمارتی با زیر بنای 200 متر در 200 مترو 62 طبقه

 به ارتفاع 186 متر پر از حوری برای یک شهید اسلامی

با فرض اینکه شهید مورد نظر به هر حوری یک ساعت سرویس دهی نماید

 بعد از 2740 سال کار بدون وقفه ، نوبت به آخرین حوری می رسد.

 (باتشکر از ارسال کننده).

[ ۱۳٩٠/٥/۱٥ ] [ ۳:٢٢ ‎ب.ظ ] [ کامیار ]

پیش از انقلاب به دنبال مسافرت شهردار وقت تهران به سئول در سال

۱۳۵۴ درجهت همکاری بین دو کشور سنگ بنای دو خیابان بزرگ

در پایتخت دو کشور گذاشته شد.خیابانی در تهران با نام سئول و خیابانی در

سئول با نام تهران در این قرار داد شهردار سئول آروز می کند این تفاهم باعث گردد

 تا سئول نیز به مانند تهران شهر پیشرفته ای گردد و این درست در زمانی بوده است که وضعیت اقتصادی مردم کره نابسامان بوده است.نکته جالب آن است که خیابان تهران

تنها اسم خارجی در میان خیابان های سئول است

 
حال با گذشت ۳۳ سال خیابان تهران مبدل به اصلی ترین، زیباترین و

گرانقیمت ترین خیابان سئول شده است.دفاترصدها شرکت عظیم تجاری ـ صنعتی و

 دفاتر شرکت های بزرگ بین اللملی از قبیل یاهو و برجهای بلند این خیابان که

یک سرمایه گذاری بیش از ۱۰۰میلیارددلاری را به خود جذب کرده است

در این خیابان قرار دارد و این در حالی است که خیابان سئول در تهران تنها اتوبانی

 به خود دیده است 
اینک این دو خیابان جلوه معنی داری به داستان توسعه یافتگی این دو شهر و

 کشور بخشیده است. معنایی که برای ما ایرانیان بسیار درد آور و قابل تامل است .

 و جالب آنکه رویایی کره ای ها برای تبدیل به ایران توسعه یافته با گذشت سی و چند

 سال برعکس شده است و تبدیل به رویای ایرانیان برای رسیدن به کره شده است

در یک مقایسه تطبیقی سرعت عمل و پیشرفت کره و ایران را در جهت توسعه یافتگی

با مشاهده سرنوشت دو خیابان سئول در ایران و خیابان تهران در کره می توان

 به وضوح دید

[ ۱۳٩٠/٥/٩ ] [ ٦:۱٠ ‎ق.ظ ] [ کامیار ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد که امشب با ناله ای بغض آلود بر دیار این دل خسته اشک می ریزد
موضوعات وب
 
لینک های مفید

امکانات وب


قالب وبلاگ تبلیغات